X
تبلیغات
روز های دل تنگی - باهم بودن


روز های دل تنگی

چت.دانلود.عکس های زیبا.ارتباط با مدیریت.سایر موارد

لینک ثابت

سلام  من یاسینم از این که به این وب سر زدید ممنون

 

همچون شیشه شکستنم اسان بود ولی دیگر به من دست نزن این بار زخمیت خواهم کرد............... 

(

نمیگم من زدم احساسمو کشتم

نمیگم بعد تو خالی شده پشتم

نمیگم تا ابد یادت نمی افتم

فقط میگم جدایی رو پذیرفتم

از اینجا تا ته دنیا خداحافظ

اهای دلتنگیه فردا خداحافظ

یه خواهش میکنم حر فه منو گوش کن تمومه خاطره هامو فراموش کن

میدونم رفتنت خیلی برام سخته میدونم هرکی باتو باشه خوشبخته

میدونم سخته اما باخودت لج کن سره  همین دوراهی راحتو کج کن

از اینجا تا ته دنیا خداحافظ اهای  دلتنگیه فردا      

خداحافظ

)

 

 

دوشنبه هجدهم آذر 1392 | 9:0 | یاسین طاهریان | |

هر شب مرا با خود میبری ، میبری به جایی که تاریک است و روشنایی آن تویی

هرشب مرا به اوج میبری ، میرسیم به جایی که نگاهت همیشه آنجا بود

ما یکی شده ایم با هم ، همیشگی شده عشقمان، بگو از احساست برای من…

همیشه میگویم تو تا ابد برایم یکی هستی ،

یکی که عاشقانه دوستش دارم ، یکی که برایم یک دنیاست….

دنیای زیبایی که درون آنم ، ببین یک دیوانه دائم نگاهش به چشمان توست ، من همانم!

ببین که حالم ، حال همیشگی نیست ، اینجا ، همینجایی که هستی باش، که قلبم بدون تو زنده نیست

ما عاشقانه مانده ایم برای هم ، من برای تو هستم و تو برای من ،

تمام نگاهت را هدیه کن به چشمان عاشق من…

هر زمان فکر بی تو بودن میکنم نفسم میگیرد،

اگر نباشی قلبم بی صدا میمیرد،مثل حالا باش ،

مثل حالا عاشقانه دوستم داشته باش ، نه اینکه فردا بیاید و  بیخیال ما باش….

گفته بودم که با تو نفس میگیرم ، گفته بودم با تو در این زندگی تنها رنگ عشق را میبینم ،

رنگی به زیبایی چشمانت ، اگر دست خودم بود دنیا را فدا میکردم برای همیشه داشتنت

تو را با هیچکس عوض نمیکنم ، عشقت را همیشه

در قلبم میفشارم و به داشتنت افتخار میکنم

تو را که دارم دیگر تنهایی را در کنارم احساس نمیکنم ،

غم به سراغم نمی آید و دیگر به جرم شکستن اعتراف نمیکنم!

ما یکی شده ایم با هم ، گرمای زندگی با تو بیشتر میشود

و اینجاست که دیوانه میشود از عشقت دل عاشق من…

جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 9:54 | یاسین طاهریان | |

امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود
وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم
و این یک آه حسرت است و این آخرین فرصت است
و اینجاست که حتی اگر در آینه بنگریم ، تصویر رخ خودمان را هم نخواهیم دید
و ما جزو آرزوهای محال میشویم و حسرت امیدهای ما را خاکستر میکند
منی که شب نشینم چگونه با خورشید باشم ؟
من حتی با ستاره ها نیز همنشین نبوده ام!
حالا تو در انتظار طلوع رویاهای خودت نشسته ای و من در انتظار اینم که
رویاهای دیروز، با دلم همراه شوند!
وقتی خیسی سرزمین چشمانم همیشگیست آمدن باران دگر آن شور را ندارد
این مرام بی مرامی ات، این وفای بی وفایی ات ، این محبت نامهربانی هایت
در حق دلم مرا مثل آتش رو به خاموشی کرده است
خیلی وقت است در دریای بی انتهای غمهایت غرق شده ام
اما تو ای شناگر ماهر مرا در حال غرق شدن هم ندیدی
چه برسد به شنیدن فریادم در زیر آب

چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 | 12:31 | یاسین طاهریان | |

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانى که در کلاس بودند پرسید آیا مى‌توانید راهى غیرتکرارى براى ابراز عشق، بیان کنید؟
برخى از دانش‌آموزان گفتند بعضی‌ها عشقشان را با بخشیدن معنا مى‌کنند.
برخى «دادن گل و هدیه» و «حرف‌هاى دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شمارى دیگر هم گفتند که «با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختى» را راه بیان عشق مى‌دانند.
در آن بین، پسرى برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را براى ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهى تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانى که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول براى تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتى به بالاى تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوى زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکارى به همراه نداشت و دیگر راهى براى فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرأت کوچک‌ترین حرکتى نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌هاى مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش‌آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوى اما پرسید: آیا مى‌دانید آن مرد در لحظه‌هاى آخر زندگى‌اش چه فریاد مى‌زد؟
بچه‌ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوى جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودى. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود».
قطره‌هاى بلورین اشک، صورت راوى را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست‌شناسان مى‌دانند ببر فقط به کسى حمله مى‌کند که حرکتى انجام مى‌دهد و یا فرار مى‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیشمرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بى‌ریاترین‌ راه پدرم براى بیان عشق خود به مادرم و من بود.

 

یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 | 11:29 | یاسین طاهریان | |

حرفهای آخرت را زدی و رفتی ؟
میگذاشتی  من نیز حرفهایم را برایت بگویم
لحظه ای صبر میکردی تا برای آخرین بار چشمهایت را ببینم ،
حتی اگر شده در خیالم دستهایت را بگیرم
چه راحت شکستی دلم را ، حتی نشنیدی یک کلام از حرفهایم را ،
چه راحت پا گذاشتی بر روی دلم ،حالا من مانده ام و تنهایی و یک دریای غم
چه آسان دلکندی از همه چیز ، نه دیگر بی تو در این دنیا جای من نیست …
به جا ماند خاطره های شیرین در لحظه های با هم بودنمان و همه ی این خاطره ها در یک لحظه بر باد رفت …
فکرش را هم نمیکردم این روز بیاید ، همیشه فکر میکردم فردا دوباره لحظه دیدارمان بیاید…
این روزها خیلی دلم گرفته ، سردرگم و بی قرارم ، حس میکنم آخرین روزهاست و در این لحظه ها حتی میتوانم نفسهایم را بشمارم…
نفسهایی که دیگر در هوای تو نیست ، ثانیه هایی که به یاد تو است و در کنار تو نیست ، لحظه هایی که حتی به خیال تو نیست …
تا قبل از آمدنت ، داشتنت برایم رویا بود ، با همان رویا سر میکردم زندگی ام را ، تا تو آمدی ….
حقیقت شد آن رویای شیرین ، تا تو رفتی ، کابوس شد آن لحظه های شیرین و اینجاست که دیگر حتی رویای تو نیز دلم را خوش نمیکند ، اینجاست که تنها تو را میخواهم نه نبودنت را…
حرف آخرت همین بود؟ خداحافظ؟
صبر میکردی اشکهای روی گونه ام خشک شود و بعد میرفتی ، حتی تو برای آخرین بار هم که شده آرامم نکردی …
گفتی خداحافظ و رفتی ، چقدر تو بی وفا هستی….

چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 | 22:37 | یاسین طاهریان | |

تو عشق منی و من در قلب تو هستم

این اولین و آخرین بار بود که عهد عشق را با یک نفر بستم

تو نبودی ، زیر باران ، لحظه غروب  همیشه و همه جا به انتظار تو نشستم

تا تو بیایی و عشق رویاهایم را ببینم ، تا در حسرت داشتن تو نمیرم!

مثل پرنده اسیر نکردم تو را در قفس دلم ، مثل همان پرنده رهایت کردم در آسمان آبی دلم

تا پرواز کنی و من تو را ببینم ، هنوز هم عاشق همیم با اینکه تو در آسمانی و من بر روی زمینم!

به داشتنت عادت نکرده ام ، میدانم تو همیشه هستی ، مثل من که مجنونم ، دیوانه ام هستی ،

 مثل من که عاشقم ، عهد عشق را با من بستی ، مثل من از دلتنگی ، میبینم که در گوشه ای با چشمهای خیس نشستی

فدای اشکهایت شوم ، نبینم چشمهای خیست را که من با دیدنش از دنیا هم دلگیر میشوم!

تو با احساستر  از احساسات منی که اینک احساساتم اینهمه زیبا شده ، تو چه هستی که با داشتنت  اینک دلم مثل یک دریا شده

دریایی پر از احساسات عاشقانه به تو ،

دریای بی انتهای دلم برای تو ،

تا هر کجایش که دوستی داری برو….

تو نفس منی و جان منی و زندگی من ، دور نشو از کنارم که بدجور میگیرد دل من

قلبت درگیر آرزوهایم، داشتنت شبیه رویاهایم نمیخواهم تو نیزبیپوندی به خاطره هایم

همیشه برایم حقیقت بمان ، حقیقت هم نمی مانی همان رویا باقی بمان

تا به شوق این حقیقت و عشق این رویا زندگی کنم

دوشنبه بیست و ششم دی 1390 | 22:54 | یاسین طاهریان | |

سرآغاز نامه عاشقانه ، با نام تو مینویسم صادقانه

از عشق مینویسم از محبتهایت ، تا پای جان مینشینم چشم به راهت

مینویسم یک کلام ، عاشقانه : دوستت دارم

یک نفس در این نامه ، بی بهانه فریاد میزنم که تا آخرین نفس همنفس تو هستم

تو در کنارم نیستی ، اما همیشه در قلب منی

مینویسم این نامه عاشقانه را که بگویم همیشه به یاد تو هستم ، مینویسم که بگویم خیلی برایم عزیزی عزیزم

با قلمی از جنس محبت ، با احساسی به قشنگی عشق ، با یک دنیا حرفهای عاشقانه از قلب مهربان تو مینویسم بی بهانه ، که بی نهایت تا قیامت دوستت دارم.

اینک که از تو مینویسم ، برای تو مینویسم ، نامه از قطره های اشکم خیس خیس شده ، جای قطره های اشکم مانده و چشمهایم بهانه گیر شده .

دلتنگ تو هستم عزیزم ، دلتنگی را از جملاتی که برایت در نامه نوشته ام میتوان خواند ، قلمی که در این لحظه مرا یاری کرد ، که برای تو بنویسم نامه ای عاشقانه ، که به عشق تو نوشتم کلامی جاودانه . خیلی دوستت دارم ای تنها بهانه برای بودنم.

از سرآغاز نامه ، تا پایان  روزی صدها بار بخوان نامه را ، و حس کن درد دل عاشق مرا.

ببین چقدر تو را دوست دارم ، ببین چقدر تو برایم عزیزی.

مواظب دلت باش ای بهترینم ، من همیشه و همیشه به یادت هستم نازنینم.

یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 | 20:54 | یاسین طاهریان | |

 

چه زود فراموش شدم آن زمان که نگاهم از نگاهت دور شد

چه زود از یاد تو رفتم آنگاه که دستانم از دستان تو رها شد.

مقصد من در این راه عاشقی بیراهه بود ، اینهمه انتظار و دلتنگی بیهوده بود .

با اینکه دلتنگ هستم اما چاره ای جز تحملش ندارم ، خیلی خسته ام،راهی جز تنها ماندن ندارم.

چه زود قصه عشقمان به سر رسید اما آن مرد عاشق به عشقش نرسید.

چه زود آسمان زندگی ام ابری شد ، دلم برای آن آسمان آبی تنگ است ، که با هم در اوج آن پرواز میکردیم و به عشق هم میخواندیم آواز زندگی را…

آرزوی دلم تیدیل به رویا شد ، تنها ماندم و عشقم افسانه شد .

چه زود رفتی و چشم به ستاره ای درخشانتر از من دوختی ، با اینکه کم نور بودم اما داشتم به پای عشقت میسوختم ، با اینکه برای خود کسی نبودم ، اما آنگاه که با تو بودم برای خودم همه کس بودم .

چه زود غروب آمد و دیگر طلوعی نیامد.

هر چه به انتظار آمدنت نشستم نیامدی ، هر چه اشک ریختم کسی اشکهایم را پاک نکرد، هر چه در گوشه ای نشستم و زانو به بغل گرفتم کسی نیامد مرا در آغوش بگیرد و آرام کند ، خواستم بی خیال شوم ، بیخیالی مرا دیوانه کرد ، خواستم تنها باشم ، تنهایی مرا بیچاره کرد .

چه زود گذشت لحظه های با تو بودن ، چه دیر گذشت لحظه های دور از تو بودن و دیگر  نگذشت آنگاه که تو رفتی و هیچگاه نیامدی .

باور داشته باش هنوز هم برای تو زنده ام ، هرگاه دیدی نیستم بدان که از عشقت مرده ام .

چه زود فراموش شدم آن زمان که دلم برایت خون شد.

تازه میخواستم با آن رویاهای عاشقانه ای که در سر داشتم تو را خوشبخت کنم ، میخواستم عاشقترین باشم ، برای تو بهترین باشم ، اما نمیدانستم دیگر جایی در قلبت ندارم . چه زود فراموش شدم آن زمان که دیگر تو را ندیدم .

یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 | 11:28 | یاسین طاهریان | |

 

 کنارم هستیو اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محظه

کنارم هستیو بازم بهونه هامو میگیرم

میگم چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم

از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم

فقط تو فکر این عشقم توفکره بودنه باهم

محاله پیش من باشی برم سرگرمه کاری شم

میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم

روزایی که هواسم نیست بگم خیلی دوست دارم

توهم مثله منی انگار از این دلتنگیا داری

توهم از بس منو میخوای  یه جورایی خود ازاری

کنارم هستیو انگار همین نزدیکی هاست دریا

مگر موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه رد پایه عشق  بیا  بی چتر زیر برف

اگه حاله منو داری میفهمی  یعنی چی این حرف

 

شنبه بیست و چهارم دی 1390 | 20:37 | یاسین طاهریان | |

تو را گم کرده ام

انگار نیستی،نه صدایی از تو است و نه نگاهی

پس بگو چرا نمیکنی از من یادی

من برایت شده ام لحظه ای،گهگاهی

فکر نمیکنم از دوری ام آرامی

در حسرت منی و پریشانی

تو را گم کرده ام و در جستجوی توام ،تا تو را دوباره به قلبم برسانم ،

قلبم نفس میخواهد،باید قلبم را تا لحظه ی پیدا کردنت بی نفس بکشانم.

آنقدر دلم برایت پرپر زد که بی بال شد،

آنقدر گشتم و گشتم اینجا و آنجا که اینک خودم را نیز گم کرده ام.

بشنو صدایم را ،این آخرین نوای کسی است که بی تو بی صداست

ببین حالم را،این آخرین نفسهای کسی است که بی تو بی هواست

تو را گم کرده ام و تنهایی را پیدا،ای غم تو دیگر به سراغم نیا

نیستی و خیالت با من است،از خیال تو یادت در قلب من است،

از یادت ،دلتنگی به جا مانده و انتظار،بیش از این مرا بیقرار نگذار.

تو را گم کرده ام و آغوش سردم در حسرت گرمای وجودت مانده،

قلب عاشقم این قصه نیمه تمام را تا آخرش خوانده،

این خاطره هاست که در خاطر پریشانم به جا مانده.

میخواهمت ای جواهر گمشده ام،

اگر بودی و میدیدی حالم را ،میفهمی که چرا دیوانه شده ام.

فاصله ی من و تو ، دورتر از آسمان و دریا است ،

من میبارم و تو فکرت پیش ساحل است هنوز هم باور نداری که قلبم عاشق است.

تو را گم کرده ام و پیدایت میکنم،اگر تو را دیدم به اندازه تمام عمرم نگاهت میکنم

 

جمعه بیست و سوم دی 1390 | 18:18 | یاسین طاهریان | |

نمیدانم  نمیدانم کجا هستی و به کجا مینگری ، 
نمیدانم در چه حالی و به چه می اندیشی.
نمیدانم به یاد منی یا در حال فراموش کردن من ،
نمیدانم به عشق منی یا به عشق در آغوش گرفتن غم.
بدان که من در همانجا هستم که با هم بودیم ،
به لحظه ی غروب مینگرم همانجا که دستانت در دستانم بود.
حال من خراب است ، دلتنگی و انتظار است .
بدان که به یاد توام ، هم عاشقم و هم چشم به راه تو ا
بدان که به عشق تو زنده ام ، آرزوی من در آغوش کشیدن تو است.
نمیدانم آیا میدانی که من کیستم ؟
 من همانم ، همان کسی که عاشقانه تو را دوست میدارد.
من همانم که لحظه ها را میشمارد تا لحظه ای تو را ببیند و باز ببیند.
آن لحظه که تو را میبینم بیشتر عاشقت میشوم ،
و آنقدر تو را میبینم تا دیوانه ی تو شوم.
نمیدانم کجا هستی و به کجا می نگری
بدان که در قلب منی و به من مینگری و 
من هم عاشقانه به چشمان زیبایت مینگرم.من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دوباره به من نشان دهد

….

 

جمعه بیست و سوم دی 1390 | 10:11 | یاسین طاهریان | |

 این شبها ، شبهای عاشقی ،
خواب به چشمانم نمی آید ، همان کابوس همیشگی
این شبها ، شبهای دلتنگی ،
میدانم ، نمیدانی ، سخت است این راه زندگی
تا چشمانم را بر روی میگذارم ،
فکر تو نمیگذارد که آرام بخوابم
تو چه کردی با من ، اینگونه نبودم هیچگاه
چه آوردی بر سر من،ای خدا آزاد کن مرا از این شکنجه گاه
نمیخواستم عاشق شوم ، عشق به سراغم آمد
نمیخواستم با تو همسفر شوم ، عشق سر راهم آمد
نمیخواستم به تو دل ببندم ،
اینک اگر فکر تنهایی کنم مثل دیوانه ها به خودم میخندم
چه بر سر این دل آوردی ، انگار در حال خودش نیست
آهای بی وفا ، این دل را دیوانه کردی ،
باید فکری به حالش کنی
نه اینکه مثل روزهای اول آشنایی دوباره خامش کنی
بیش از این مرا عذاب نده ، یک لحظه به این دل امان بده
برای من که بی نفسم کجاست آن همنفس عشق ،
برای من که عاشقم ، کجاست آن آرامش عشق
کار از کار گذشته ، قلبم بدجور به تو دلبسته
اشک ها ناتمام است ،
این شبهایی که بی خوابی به چشمانم می آید بی پایان است
انگار نمیخواهد بگذرد این روزها
بدجور حالم خراب است در این لحظه ها

جمعه بیست و سوم دی 1390 | 10:7 | یاسین طاهریان | |

 اولین و آخرین احساس قلبم نسبت به تو … دوستت دارم!
تو نیز گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است ، دیروز گذشت و آخرش امروز است!
این من هستم که وفادار خواهم ماند ، این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!
این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم
این من بودم که سهم دیدارم با تو عشق بود ، این تو بودی که میگفتی از آغاز هم قصه من و تو دروغ بود!
تو هر چه دوست داری بگو، اما من هنوز بر سر حرفم هستم ، دوستت دارم!
خورشید بتابد یا نتابد، ماه باشد یا نباشد، شب و روز من یکی شده ، فرقی ندارد برایم ، همه چیز برایم رویا شده ، عشق تو برایم آرزو شده ، به رویا و آرزو کاری ندارم ، حقیقت این است که دوستت دارم!
کاش تو نیز مثل من بودی ! مثل من عاشق ، بی قرار ، چشم انتظار ، در انتظار بهار
کاش تو نیز حال مرا داشتی، هوای مرا داشتی…
بی خیال میخواهی هوایم را داشته باش یا نداشته باش ، میخواهی به انتظار من باش یا نباش ، من دوستت دارم
نمیترسم از رفتنت ، نمی بازم از شکستنت، نمیخندم و نمیگریم ، از این هیاهو و التهاب تنها یک احساس است که می ماند ، دوستت دارم!
دوست داشتن تو دو روز باشد یا یک عمر مهم نیست ، مهم این است که من در این دنیا و آن دنیا دوستت دارم
میخواهی باور کن یا نکن ، حس کن ، یا از آن بگذر ، اما قبل از گذشتنت لحظه ای صبر کن ،دوستت دارم … حالا هر جا که میخواهی برو…

شنبه هفدهم دی 1390 | 20:36 | یاسین طاهریان | |

سلام به اونی که مثل من براش زیاده

 میدونم حالت خوبه میدونم داری میخندی مثل همیشه .میدونم تودلت میگی بابا این دیگه کیه

همه این حرفها .همه این نوشته ها برایه اینه که بدونی هنوز دوست دارم یعنی چی؟ یعنی این که هنوز توکوچه های دلم یادتوست.منتظرتم حتی اگه بدونم بی فایده است.چرا؟ خوب معلومه چون من یکدفعه عاشقت نشدم که یکدفعه بخوام ازت بگذرم البته که این کار برایه تو خیلی اسونه. من کیم؟تااخر این مطلبو بخون شاید یادت اومد

توکوچه های تاریک زیره بارونوتگرگه

یه نفر بیکسوتنهاست تودلش یه کوهه درده

توصداش بغضه یه عشقه تونگاش بارونه اشکه

دلشو یکی شکسته دستاشم خالیو سرده

من همون عاشق تنهام میونه غبار غمها

اونکه ماه هرشبم بود رفته وتاریکه دنیام

ای دلیله موندن من رفتن تو مردن من

چشایه نازوقشنگت رازه دل سپردنه من

من همون ماهیه تونگم که واسه تونگم بزرگم

توهمین روزا میفهمی که  یه گوشه بی تو مردم

توکه مثل من نبودی ماهیه دریایی بودی

زندگیم کابوسه اما توبرام رویایی بودی

وقتی نیستی بیقرارم از نگات خاطره دارم

جزتوهیچکسوندارم به جنون کشیده کارم

من فقط یاده توبودم شعره چشماتوسرودم

مثله یک برکه ورودم که به دریا نرسیدم

پروباله منوبستی باغریبه ها نشستی

من برات ایینه بودم  سنگ شدی ماروشکستی

توکه بامن نمیمونی بادله کی مهربونی

غزله دوست دارم رو حالا پیش کی میخونی

 مدیر وبلاگ: یاسین طاهریان

شنبه هفدهم دی 1390 | 20:34 | یاسین طاهریان | |

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزم
آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ، بنشینی بر روی پاهایم و آهسته در گوشم بگویی که دوستت دارم
کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ، تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ، تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!
ببین خورشید را ،در حال غروب است ، نمیدانم ،میدانی اینجا که نشسته ام چقدر سوت و کور است !؟
نیستی اینجا که اینگونه سرد و بی روح است ، نیستی در کنارم که دلم تنها و پر از غصه، در این لحظه ی غروب است
هیچ است این دل بی تو ، تمام است لحظه های شادی بی تو، بگیر دست مرا با آن دستان مهربانت، به تو نیاز دارم همیشه و همه جا، به آن دل مهربانت
هستم تا هستی در این دنیای خاموش ، نمیشوی ، حتی یک لحظه نیز از یاد من فراموش!
ندیدم تا به حال عشق و صداقت را جز از دل تو، ندیدم تا به حال مهربانی و وفا را جز از قلب مهربان تو،
ندیدم یک قلب پاک را جز قلب درخشان تو تا به حال،
بیا تا ثابت کنیم به همه معنای یک عشق ماندگار!
برمیگردیم به سر خط ، دلتنگی مرا دیوانه میکند تا آخر خط ، گفتم تا گفته باشم درد دلم را به تو ، یکی که بیشتر نیست در این دنیا دیوانه ی تو!

 مدیز وبلاگ:یاسین طاهریان

پنجشنبه پانزدهم دی 1390 | 19:18 | یاسین طاهریان | |

این روزها چقدردلم هوایت را میکند حالاکه دیگر هوایم رانداری.

 بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم كه عمری در غریبی زیستم . مثل رودی بستر این خاك را طی كرده ام . تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم . در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق . لب شكست از خشكی اما همچنان می ایستم . دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود .گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم . ای فریماه شب تار یاریم كن تا بدانم سایه گمگشته ای از كیستم

 

 

سه شنبه سیزدهم دی 1390 | 18:41 | یاسین طاهریان | |

دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی،
گفتی که با من همیشه چشمه زلال عشق در قلبت میجوشد؛
گفتی همیشه آرامی همیشه به امید بودنم زنده میمانی؛
مدتی است که روزها، سرد گذشته؛از سردی هوا، آب چشمه ی عشقت یخ بسته؛
رگهای قلبم بی آب است به یک کویر خشک رسیدن هم بهتر از باریدن باران است؛
فصل عشق تو، رو به خزان است با تو بودن مثل رفتن به سوی یک کلبه ی بی نام و نشان است؛
بی خیال، از عشق نگو برایم بهانه ات را بیاور که منتظر شنیدن آنم؛
تو هنوز کتاب عشق را نخوانده ای و آمده ای به سراغ صفحه آخرش،
هنوز باران عشق را ندیده ای و زیر آسمان آفتابی نشسته ای به انتظار باریدنش؛
اول بیا و بعد بگو میخواهی بروی تو هنوز نیامده داری میروی؛
اگر این است امروز تو ،وای به حال فردایت دیگر حوصله ندارم سر کنم با غمهایت؛
بارها رفتی و خودم آمدم به سراغت، اینبار دگر حتی نمینشینم چشم به راهت؛
باور اینکه تو از خوبها نیستی برایت بسی دشوار است اما این دست خودت نیست تو همینی؛
دیدنت حالم را خراب میکند ،زین پس به جای تو با تنهایی قرار میگذارم،
اینگونه قلبم با تنهایی روزهایش را فردا میکند؛
دلت به حالم نسوزد،اینک این حال من است که سوخته، چشمهای خیسم،
به انتهای جاده ای که تو را در آن ندارد چشم دوخته و میشمارد
ثانیه هایی که از رویاهایم فراری اند؛
به جای نفس آه میکشم و به جای غم حسرت میخورم ؛خاطره هایم را جا میگذارم
و دیگر جای قدمهایت پا نمیگذارم
سه شنبه ششم دی 1390 | 10:9 | یاسین طاهریان | |

                نامه ای به وسعت یک نفس

حال احوالت چطوره کوکه کوکی  یا بدی

خوبه خوبی یا هنوزم داری گردو میشکنی

اگه میپرسی زحال روز من حرفی ندارم

خط بکش رونقطه های زخم کهنه زخمی ندارم

هنوز دستام بوی عطردست دیگه نگرفته

با خودم همش میگم اون که رفته دیگه رفته

یادمه یکی میگفت که فراموش میشه خاطره هاتون زود

فراموش که نشد هیچ واسه این اول راه بود

به خودم دلداری میدم دست تقدیر این چنین بود

بشکنه کور بشه تقدیر که همیشه در کمین بود

سرتو درد نیارم اخر نامه رسیده وقتشه بشه مچاله

تا کسی  چیزی ندیده

 

 باور کن حرفامو

 حرفامو باور کن بد جور گرفتارم هم بغض بارونم هر لحظه میبارم

این بی قراری ها تقصیر چشماته. ای که نمیبینی تو قلب من جاته

حرفامو باور کن بیرنگو بی نورم از حس پروازم یک اسمون دورم

این خستگی هامو ای کاش که میدیدی من بی تو پژمردم اما نفهمیدی

حرفامو باور کن حرفی بزن با من این حس دلگیرو با یک نگاه بشکن

 این فاصله عشقو از یاد تو برده

اسمم به دست تو انگاری خط خورده

باور کنی یا نه درگیر تقدیرم یک روز از این روزا من بی تو میمیرم

*****************************************************

 عاشق خجالتی

 همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی

همش از پشت شیشه میدید تورو یواشکی

لحظه هارو میشمرد تا که دوباره رد بشی

رد بشی با این نگاهت دلو اسون بکشی

انتظارمیکشیدم صدای پاتو بشنوم

منتظر بودم بیای عکستو بازم بکشم

دست پامو گم میکردم بند میومد زبونم

هروقط میخواستم بگم تویی وجود من

یه روزی جرات دادم  به این دلم بیامو بهت بگم دوست دارم

اما تا اومدم پشت پنجره دستا تو دیدم توی دست دیگه

چشم انتظاری بسه دیگه بیقراری فهمیدم بسه دیگه

از خدا خواستم خراب شه اسمونم

 تا از این دنیا برم دل بکنم

اخه اونی که منو تنها گذاشت قدر این عشقو تواین دنیا نداشت

ای خدا اون منو پشت سر گذاشت عشق شیشه ای اره فایده نداشت

 

شنبه بیست و ششم آذر 1390 | 23:52 | یاسین طاهریان | |

 تقدیم میکنم این شعرو به کسی که با دیدنش مفهوم زندگی رو فهمیدم باهاش ترانه هام کامل شد وبا دیدنش ضربان قلبم تند تر شد به اونی که هرچه میخوام بیشتر بهش نزدیکتر بشم ولی از من دورتر میشه  به اونی که میگم تنهام نزار به اونی که بدونش من هیچم به اونی که    با نگاش جون میگیرم

  خیلی دلم گرفته ازاین همه جدایی گذشت قدیما  حالا من کجا تو کجایی

خیلی گرفتست حالم همش دلم میگره اونقدر قدم میزنم تا نفسم بگیره

هرجا میرم به فکرتم فکرت برا دلم بسه میخوام همش صدات کنم اسمت برام مقدصه میرم ولم کنید برید فراموشم کنید با بیکسیو انتظار منو هم اغوشم کنید

بی من نرو تنهام نذار بی کسیمو یادم نیارواسه تو داره جون میده این دله تنگو بی قرار بی توای این اتاق همیشه سردو ساکته دل پیش چشمای تو بود پیش نگاه پاکته

مدیر وبلاک: یاسین طاهریان (تقدیم میکنم به چراغ این قلب)

جمعه بیست و پنجم آذر 1390 | 11:24 | یاسین طاهریان | |

چوبشو خوردم اخرش دیدی چی اومد به سرم

توجاده های بی کسی یه عمریه که دربه درم

توبا بی وفاییت اخر به جداییمون رسیدی

مگه تو نگاه من رو قبل رفتنت ندیدی

رفتی بو بی اعتنا تنها شدم ای بی وفا

خدا نگهدار تنهایی همراه منه

تنها چیزی که میمونه ناله و اهه منه

ناله این ترانرو هدیه کردم به بی کسی دلم میدونه که ما دوتا دیگه بهم نمیرسیم

جمعه بیست و پنجم آذر 1390 | 11:22 | یاسین طاهریان | |

 

تواینجا

 

این بار مینویسم برای این دل خسته  برای  کسیکه این دلو شکست به راحتی شکستن شیشه .برای کسیکه که سخت باورم کرد.برای کسیکه غرورمو به خاطرش زیر پا گذاشتم. برای کسیکه حالا میگه راهه منو تو یکی نیست. برای کسیکه دلم به بند بند دلش بنده.  کاش برگرده وبهم بگه فقط یک شوخی بود.چراغ قلبم (شایدم دارم خواب میبینم .چه خواب  طولانیی .پس چرا بیدارنمیشم)خدایا بیدارم کن از این خواب. قول میدم بهت که دیگه نخوابم.

****************************************

****************************************************

 نیمه شب اواره و بی حسه حال در سرم سودای جام بی زوال

پرسه ای اغاز کردیم در خیال دل به یاد اورد ایام وصال

دل به یاد اورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

ان نظر بازیان اسرار را ان دوچشم مست اهوان را

همچو راضی مبهمو سربسته بودچون من از تکرار اوهم خسته بود

امدو هم اشیان شد با منو همنشینو  هم زبان شد بامنو

خسته جان بودم که جان شد با منوناتوان بودوتوان شد با منو

دامنش شد خوابگاه خستگی  این چنین اغاز شد دلبستگی

وای از ان شب زنده داری تا سحروای از ان عمریکه با اوشد به سر

مست او بودم زدنیا بیخبر.دم به دم این عشق میشد بیشتر

امدو درخلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما اغاز شد

گفتمش. گفتمش درعشق پابرجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل بی تو شامی بی فرداست دل

دل ز روی عشقه تو هیران شده در پیه عشقه تو سرگردان شده

گفت درعشقت وفادارم بدار من تورا بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت رابه درسردارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان

 باتو شادی میشودغمهای من باتو زیبا میشود فردای من

گفتمش عشقت به دل افسون شده دل زجادویه رخت افسون شده. جز تو هر یادی به دل مدفون شده

عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم بردعقلو هوش

در سرم جز عشقه او سودا نبود. بهر کس جز اودراین دل جا نبود. دیده جز بر رویه او بینا نبود .همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود. خوبی او شهره افاق بود در نجابت در نکوهی تاق بود

روزگار. روزگار اما وفا با ما نداشت طاقته خوشبختیه مارا نداشت پیش پایه عشقه ما سنگی گذاشت بیگمان از مرگ ما پروا نداشت اخره این قصه هجران بودو بس .حصرتو رنج فراوان بودو بس. یار مارا ازجدایی غم نبود در غمش مجنونو عاشق کم نبود. بر سره پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

بامن دیوانه پیمان ساده بست . ساده هم ان عهدو پیمان راشکست

 بیخبر پیمان یاری را گسست

این خبر ناگاه پشتم راشکست

 ان کبوتر عاقبت از بند رست رفتو با دلداری دیگر عهد بست

با که گویم اوکه همخونه من است خصمه جانو تشنه ی خونه من است

 بخت بدبین من وصله اوقسمت نشد این گدا مشمول ان رحمت نشد

ان طلا حاصل به این قیمت نشد

عاشقان راخوشدلی تقدیر نیست باچنین تقدیربد تدبیر نیست ازغمش بادودودم همدم شدم باده نوشه غصه ی اومن شدم مستمومخموروخراب از غم شدم ضره ضره اب گشتم کم شدم

اخر اتش زد دل دیوانرا سوخت بی پروا پره پروانرا

عشق من .عشق من ازمن گذشتی خوش گذربعد از این حتی تواسمم رانبر

خاطراتم را توبیرون کن ز سر

دیشب از کف رفت فردارو نگر

اخر این یک بارازمن بشنو پند برمنو بر روزگارم دل نبند

 عاشقی را دیر فهمیدی چه سود عشق دیرین گسسته تارو پود

 گرچه اب رفته باز اید به رو

ماهی بیچاره اما مرده بود.

بعد از این هم اشیانت هر کس است

 بعد از این هم اشیانت هر کس است باش با او یادتو مارا بس است.

 

جمعه بیست و پنجم آذر 1390 | 11:21 | یاسین طاهریان | |

ایشید ای گزل پری                سنی گرنن بری

یوخ دور گجه گیندیزیم  دردیندن دیوانیم حیاتا  بیگانیم

اولماسا هیچ دولتیم واردور صاف محبتیم

گل باشا دیش سن منی سویرم ای گزل سنی

یاسین طاهریان

 

پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 | 20:19 | یاسین طاهریان | |

لطفا

 تا پایان این صفحه  باما بمانید

شاید حرفهایی باشد به فاصله بین من وتو

به امید روزی که ( ما) شود

برای دیدن  اطلاعات مدیر وبلاگ در کنار صفحه روی پرو فایل کلیک کنید

مدیر وبلاک:یاسین طاهریان

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 22:42 | یاسین طاهریان | |

سلام روز های دلتنگی

سلامی به فاصله یک نفس

سلامی به روزهای اشنایی

سلام به همنشین این نفس

سلام سلام وسلام

یاسین طاهریان: مدیر وبلاک

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 22:41 | یاسین طاهریان | |

دلم نمیتونه دل بکنه فکر تو خوابو خیاله منه

نگام که میکنی یه جوره خاص میدزدی قلبمو بگو کجاست

اگه هنوزم رو حرفتی نگاه گرمتو ازم نگیر

اگه هنوزم به فکرمی مثل قدیما واسم بمیر

سهم منی با خاطره هات دوست ندارم کسی بیاد به جات

قلبمو مال خودت بدون ضرر نمیکنی با من بمون

یه حسی توچشات داره که قلبمو جادو میکنه

نمیتونم که پنهونش کنم باز داره عشقمو رو میکنه

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 22:40 | یاسین طاهریان | |

به من برگردون اون روزو        که باتو زندگی خوب بود

به شوق دیدنت هردم             تو دلم بدجوری  اشوب بود

به من برگردون اون روزو                 شبو ازبین ما بردار

یه کاری کن که بر گرده             گذشته های بی تکرار

که من جا مونده ام انگار          تو اون روزها ولحظه ها

با این من اشنا نیستم               من انگار مرده ام سالها

منو برگردون از گریه           به خنده های بی وقفه

وجودم  یخ زده ازغم           غمت طوفانی از برفه

به من بر گردون احساسی که اروم کنه بازم

وگرنه من بدون تو با دلتنگی نمیسازم

میام پیشت تو که رفتی حالا که سردو غمگینم

توهم برگردون تو اغوشت که من محتاجه تسکینم

توبه من برگردون حسی راکه گرفتی از دلم ناگه

دارم شک میکنم حتی که ما باهم بوده ایم یانه

یه کاری کن منه مرده  دوباره زنده شم در تو

عزیزم کارسختی نیست  فقط یک لحظه پیداشو

 

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 22:39 | یاسین طاهریان | |

سخته کسی رو که قراربود خوشبختش کنی حالا بهش بگی خوشبخت شی

سخته کسی روکه دوست  داری تورو جز یه غریبه بیش حساب نکنه

.سخته ببینی نگاهی که به غریبه میکنه صمیمی تر از نگاهیه که به تو میکنه

سخته دلت بشکنه توسط کسیکه فکر میکردی اونم تورو به اندازه خودت که دوسش داری دوست داره

سخته رویایی که از کسیکه دوسش داری یکدفعه پوچ بشه

سخته بدونی راهی را که میری اخرش بنبسته

سخته کسی رو که دوسش داری بدون دلیل بگه دوست ندارم

سخته کسی رو که دوست نداره باز بهش بگی دوست دارم

یاسین طاهریان (تقدیم میکنم به فاصله بین من وتو)

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 | 22:53 | یاسین طاهریان | |

بگوسرگرم چی بودی           که ایقدر ساکت وسردی

خودت ارامشم بودی             خودت دلواپسم کردی

ته قلبت هنوز باید یه احساسی بهم باشه                چقدر باید بمونم تایکی مثل تو پیدابشه

توروز وروزگار من بی تو روزای شادی نیست

 تودنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست

سلام ای ناله بارون              سلام ای چشمای گریون

سلام روزای تلخ من                 هنوزم دوستش دارم

سلام ای بغض تو سینه                    سلام ای اه ایینه

سلام شبهای دل کندن               هنوزم دوستش دارم

نمیدونی تواین روزا چقدر حالم پریشونه

دلم با رفتنت تنگ بوددلم با بودنت خونه

خراب حال من بی تو نمیتونم که بهتر شم

تودستای تو گل کردم بزار که با گریه پرپر شم

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 | 22:52 | یاسین طاهریان | |

سلام

یادت هست من تو ما

حالا تو او شما

ماهم به سلامت

ای کاش که یک خیال باشد

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 | 22:51 | یاسین طاهریان | |

قرار نبود چشمای من خیس بشه

قرارنبود هرچی قرارنیست بشه

قرار نبود دیدنت ارزوم شه

قرار نبود که اینجوری تموم شه

قرارنبود منتظرت بمونم

قرارنبود بریو بر نگردی

از اولش کنار من نبودی اخرشم کار خودتو کردی

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 | 22:50 | یاسین طاهریان | |

هرگز  فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی رابه دریا زدم که از اب واهمه داشت

یاسین طاهریان

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 | 22:49 | یاسین طاهریان | |

همه دنیام شده دیوار           پراز دیوارهای  سنگی

نمیکشند منو دردا                همین دردای دلتنگی

صبوری های دل بامن            به من برگشتنت با تو

چقدر دوری ازم عشقم               چقدر راهه ازم تا تو

رهام کن از هجوم درد                ازاین تنهایی هرزه

به دلتنگیه من برگرد             به دنیایی که بی مرزه

کشند زهر تنهایی             که من هر لحظه من مینوشم

همین لحظه منو دریاب                    بیا برگرد به اغوشم

بدون تو یه اوارم                       اسیر صدتا دیوارم

تا وقتی که نفس باشه                   به داشتنت امید وارم

پرم از حس دلتنگی                 از اشکو گریه بسیارم

از هرچی بین ماست خستم                از این دیوارا بیزارم

ولی بازم یه دیوونم               تویی عشقم همه جونم

تا روز مرگ من جزتو            به هیچکس دل نمیسپارم

اگه حتی به من عشقی نداشته باشی ممنونم

تاوقتی که نفس باشه به داشتنت امید وارم

 

یاسین طاهریان (مدیروبلاک:این بار برای خودم)

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 | 22:48 | یاسین طاهریان | |

کی نقطه ضعفه منو دید         کی دستاتو ازم گرفت

اون همه اشتیاق چی شد         کی چشاتو ازم گرفت

رفتن تو به قلب من         ضربه سنگینی که بود

مهلت نداد یه لحظه هم               تمام دنیامو ربود

(تقدیم میکنم به رسم جاده ها)مدیروبلاک:یاسین طاهریان

یکشنبه بیستم آذر 1390 | 12:24 | یاسین طاهریان | |

میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست

میگذره یه عمری ام از خیالت رفتنی نیست

داغ عشق هیچکی مثله اون که پس میزندت نیست

چقدر تنها بشی وقتی  هیچکسی هم قدمت نیست

چقد سخته بدونی اون که میخوایش نمیمونه

که دلش یه جای دیگست وهمه وجودش مال اونه

چقدر برای اون که جون میدی غریبه یاشی

بگی میخوام باتو باشم بگه میخوام که نباشی

یکشنبه بیستم آذر 1390 | 12:24 | یاسین طاهریان | |

نوشتم از تو دل دلگیرم              نوشتم بی تو میمیرم

توهم باورت کم بود                  نوشتی  گیر تقدیرم

نوشتم سقف  عشق ما                چه خوبه سادگی باشه

توگفتی سادگی خوبه                ولی هر سادگی میپاشه

نوشتم از تو بیرونم                      به بیرونی که اباده

تو گفتی سهم تو از من                  یه عشق رفته بر باده

سوالی از تو پرسیدم                جواب ار پیش معلوم بود

بهم گفتی به گوش من                  تویه چشمات توهم بود

یکی دستاتو میگیره                   تورو از شاخه میچینه

اخه بیرون از این غوغا             خداست کا اشکامو میبینه

                           

یکشنبه بیستم آذر 1390 | 11:14 | یاسین طاهریان | |

اگه از تو ننوشتم ، فكر نكن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فكر نكن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم.

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نيست / از ياد بردن دوست ، هرگز کار ما نيست . . .

.

.

.

زنده باد آن کس که گاهي يادي از ما ميکند / از خجالت ما غريبان را غرق دريا ميکند

حال ما ميپرسد و از مهرباني هاي خود / اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميکند . . .

.

.

.

جفايت با وفايت هر دو نيکوست / تو را هر جا که باشي دارمت دوست . . .

.

.

.

گويند سلام طلائي ترين کليد براي صعود به تالار آشنائي هاست

پي صميمي ترين سلام تقديم تو باد . . .

.

.

.

زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .

.

.

.

در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بيا که دل شکسته ام . . .

.

.

.

شايد نشود به گذشته بازگشت و يک آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اکنون

آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت . . .

.

.

.

مرا از ياد ميتواني ببري ، اما از خاطر من نميتواني بروي . . .

.

.

.

به دريائي گرفتارم که موجش عالمي دارد / که من با دل و دريا و موجش عالمي دارم . . .

.

.

.

يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم / خوبم به خوبي تو ، هرچند نپرسي حالم . . .

.

.

.

يک نخ از جامه ارحام تو ما را کافيست / رشته مهري از آن عالم بالا کافيست

گر راضي شوي از من ، همه روزم به شادابي ست / گر نامه ام شود از سوي تو امضا کافيست

.

.

.

در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .

.

.

.

زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .

.

.

.

شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات

اندازه همون دلم تنگ شده برات !

.

.

.

يه زغال بر ميدارم و دورت ميکشم و مينويسم

اين بي معرفت دنياي منه !

.

.

.

عصري است غروب آسمان دلگير است ، افسوس براي دل سپردن دير است

هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ، عيب از من و توست ، عشق بي تقسير است

.

.

.

بر سنگ مزارم بنويسيد

اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . .

.

.

.

هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده

دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده

.

.

.

به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست

.

.

.

نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم

به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . .

.

.

.

محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است

هم به ديگران نشاط ميبخشد . . .

.

.

.

در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن

حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .

.

.

.

سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه

و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......

.

.

.

اين اس ام اس رو ميفرستم براي همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج

زندگي هستند و نميدونند که ما ، مات رفاقتشون هستيم . . .

 

----------------------------------

شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟


دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده
بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده


میان این همه راه
که به تو نمی رسد
چه سخت است
راه تو را گم کردن !


روزي كه از توجداشم روز مرگ خنده هامه
روزتنهايي دست هام فصل مرگ خنده هامه


گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود
زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود


زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب


كاش قلبها وسعت مى گرفت
شمع با پروانه الفت مىگرفت
كاش توى جاده زندگى
خنده هم از گريه سبقت مىگرفت


من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه


قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند.

نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود.

 

 

 

آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ،
در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد،
تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . .

----------------------------------

می تپد قلبم برای تو که یادت همدم لحظه لحظه های من است. و با هر تپش بی تاب تر برای دیدار تو می شوم.

----------------------------------
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی.

----------------------------------

میدونی بعضی شبا چرا زود صبح میشه؟ چون خورشید هم دلش برات تنگ میشه

----------------------------------

گل من خبرنداري دل گلدونت ميگيره

اگه توپژمرده باشي گلدونت برات ميميره

----------------------------------

شعاع درد مرا ضرب در هزار كنید مگر مساحت رنج مرا حساب كنید

----------------------------------

در مصر شوریده ای بود و می گفت : در طریقت اگر عاشقی در غم عشق بمیرد عجب نیست . عجب آنست که در سوز عشق یک روز زنده بماند.

----------------------------------

لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!!

----------------------------------

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشك ها . به نام اشك تسكین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان

----------------------------------

من از بازی هفت سنگ بدم میاد ، میترسم اینقدر سنگ رو سنگ بذاریم که بینمون دیوار بشه ، بیا لی لی بازی کنیم که تو هرجا رفتی دوباره برگردی پیشم . . .!

----------------------------------

زندگي ام را به پاک ترين نگاه مي فروشم، پاک ترين نگاه را به پاک ترين قلب، پاک ترين قلب را به مرگ، مرگ،که زيبا ترين هديه ي خداست

----------------------------------

در مدرسه از نشاط من کم کردند...

از فرصت ارتباط من کم کردند...

هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...

از نمره ی انضباط ما کم کردند...

----------------------------------

در بی کران دور

بر سنگ سخت گور

خط نوشته بود با جوهر سرشک

* * * آرامگاه عشق * * *

-------------------------------

 زندگی عشق است
عشق افسانه نیست
!! آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست !!
(مورده توجه بعضی ها)


نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟


پا شو غم هارو رها كن گل لب هاتو به روي خنده واكن پاشو جونم ديگه عمري كه ميره بر نمي گرده گريه كي درمون درده؟

عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی ...دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم ...درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی ...گوش خواهم داد بی هیچ سخنی ...در اغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی ...در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی !!!...این گونه شاید احساساتم نمیرد


همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست...خیلی ها میروند تا ثابت کنند که تا همیشه، عاشقند

ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند. ( برتراند راسل )


بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.






چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد

کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد ولی کلاغ به رضای خدا راضی ماند. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي


هوسبازان وقتي زيبايي را مي بينند دوستش دارند اما عاشقان وقتي کسي را دوست داشته باشند او را زيبا ميبينند. افلاطون

تا حالا شده یکیو به شدت دوس داشته باشی
بعد بهش بگی دوستت دارم
در جواب بهت بگه مشکل خودته ؟؟


 

شنبه نوزدهم آذر 1390 | 20:51 | یاسین طاهریان | |

سلام

بعضی از طرفدارا پرسیدند برای چی  اسم وبلاکمو روزهای دلتنگی گذاشتم:خوب چون منو بیاد کسی میندازه  به قول شما ازش کلی خاطره دارم (یاسین طاهریان:مدیر وبلاک)

شنبه نوزدهم آذر 1390 | 20:30 | یاسین طاهریان | |

سلام اي غروب غريبانه ي دل

 

سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

 

سلام اي غم لحظه هاي جدايي

 

خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

 

خداحافظ اي قصه ي عاشقانه

 

خداحافظ اي آبي روشن عشق

 

خداحافظ اي عطر شعر شبانه

 

خداحافظ اي همنشين هميشه

 

خداحافظ اي داغ بر دل نشسته

 

تو تنها نمي ماني اي مانده بي من

 

تو را مي سپارم به دل هاي خسته

 

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب

 

تو را مي سپارم به دامان دريا

 

اگر شب نشينم اگر شب شکسته

 

تو را مي سپارم به روياي فردا

 

به شب ميسپارم تو را تا نسوزد

 

به دل مي سپارم تو را تا نميرد

 

خداحافظ اي برگ و بار دل من

 

خداحافظ اي سايه سار هميشه

 

اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم

 

خداحافظ اي نوبهار هميشه

 

شنبه نوزدهم آذر 1390 | 19:45 | یاسین طاهریان | |

فرهنگ لغت طنز ایرانی

8 اردیبهشت 88 - 03:13


طبقه بندی: طنز

ادب : یعنی كمك به یك خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به كمك احتیاج نداشته باشد

ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بیشتر تقلب كند

الكل : مایه گرانبهایی كه همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را

اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترین رانندگان دنیا میدان

ایده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی كه در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار كند

زوج ایده آل : شوهر كر و زن لال

بوسه : تصادفی كه فقط یك سیلی به آدم ضرر می زند

بیست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر

چشم : عضویكه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند

خسیس : كسی كه وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود

خوش بین : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت

دست : عضوی كه در سینما نزد صاحبش بند نمی شود

دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود

رفیق : كسی كه همیشه به شما مقروض است

سوءظن : سعی در دانستن چیزیكه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست

سینما : جایی كه پشت سر شما حرف می زنند

عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن باید عشق تازه تری پیدا كرد

سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیكی نمی شود

سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كلید باز می شود

مرد مجرد : كسی كه هنوز عیوبی دارد كه خود نمی داند

معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود

موش : خانم هایی كه نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند

هالو : شوهری كه دستكش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 

شنبه نوزدهم آذر 1390 | 19:44 | یاسین طاهریان | |

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند...

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند. سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!

شنبه نوزدهم آذر 1390 | 19:44 | یاسین طاهریان | |

سلام. به یادتم حتی اگه یادم نکنی(یاسین طاهریان )
جمعه هجدهم آذر 1390 | 23:10 | یاسین طاهریان | |

اسون وداع  کردم باهات          با این که میمردم برات

کاشکی نمیذاشتم بری          کا شکی میوفتادم به پات

خواستم بگم ترکم نکن               پیشم بمون ای نازنین

هرشب با کلی اشتیاق                زل میزدم به اسمون

فرصت نمونده واسه ی               ابراز احساس جنون                      رفتیومن تنها شدم   با این غم نامهربون

 هرجا بگی گشتم ولی هیچ جا نبود از تو نشون

دل خوش به این بودم توهم گاهی کنار پنجره

ماهو تماشا میکنی با کوله باری خاطره

هرشب با کلی اشتیاق                زل میزدم به اسمون

فرصت نمونده واسه ی               ابراز احساس جنون

 

یاسین طاهریان(تقدم به اونیکه به رسم جا ده ها دوره)

جمعه هجدهم آذر 1390 | 23:7 | یاسین طاهریان | |

این شعرو تقدیم میکنم به کسیکه  فکرمیکنم هرلحظه داره از من دور میشه با این که میدونه دوسش دارم

ولی باز از من دور میشه به اونی که با دیدنش جز سلام چیزی نمیتونم بگم به اونی که دلم براش تنگ میشه

به اونی که با شادیش شادم وبا غمش غم

به اونی که چراغ قلبمه  به اونی که میبینه و میشنوه وعین خیالش نیست به اونیکه میگم دوست دارم

دیوار سخته فاصله           بین منو تو هایله

هرجا میخوای بری برو         از تو نمیکنم گله

هیچی میون ما دو تا          باقی نمونده بی وفا

عشقو جنون که زوز نیست       دل بی گناهه به خدا

اشکای شورم یه طرف     مرگ غرورم یه طرف

داغ نخواستنت رو این قلبه صبورم    یه طرف

خواستی ندی جوابمو         حتی نبینی خوابمو

کاشکی ولی جدا کنی از همه             حسابمو

نیستی وعکست روبه روم           میخنده باز به ارزوم

می بینمت کنا رمی           تو یک خیال بی دووم

باز دیگه بی خیال من          بغضهای کهنه مال من

با رفتنت  جواب دادی              به اخرین سوال من

(مدیروبلاگ:یاسین طاهریان)               

جمعه هجدهم آذر 1390 | 23:5 | یاسین طاهریان | |

سلام میکنم به اونیکه داره بانگاه تعجب به صفحه  کامپیوتر نگاه میکنه شایدم لبخند رو لباشه  به اونی که جواب سلام باید به زور ازش گرفت 

سلام

جمعه هجدهم آذر 1390 | 23:4 | یاسین طاهریان | |

توروبه خدا بر من مواظب خودت باش

 گریه نکن اروم بگیر به فکر زندگیت باش

غصم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری

شکایت از کسی نکن با اینکه خیلی دلخوری

به دل نگیر ای مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دلنگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطر تمام خوبیات ببخش

اصلا فراموشم کنو فکر کن منو نداشتی

اینجوری خیلی بهتره  بگو منو نخواستی

برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری

 اگه توتنها بمونی با کسی کاری نداری

 به دل نگیر ای مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

 

مدیر وبلاگ:یاسین طاهریان

 

چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 | 19:59 | یاسین طاهریان | |

دفتر خاطرات یک تازه عروس

27 اسفند 87 - 00:01


طبقه بندی: سایر

الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم ..خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد  آشپزی میکنم ..امروز میخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده که 12 تا تخم مرغ رو جدا کنین و بزنین ..ولی من کاسه به اندازه کافی  نداشتم واسه همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بنونم تخم مرغ ها رو توش بزنم

سه شنبه
ما تصمیم گرفتیم واسه شام سالاد میوه بخوریم ..در روش تهیه اون نوشته بود..بدون پوشش سرو شود ..خوب منم این دستور رو انجام دادم ..ولی ریچارد  یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون ..نمیدونم چرا هر دو تاشون وقتی که داشتم واسشون سالاد رو سرو میکردم.. اون جور عجیب و شگفت زده به من نگاه میکردن

چهار شنبه

من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه این کار که میگفت  قبل از دم کردن برنج کاملا شستشو کنین .پس من آبگرمکن رو راه انداخنم و یه حموم و شستشوی حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم..ولی من آخرش نفهمیدم این کار  چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت

پنجشنبه

بازم امروز ریچارد  ازم خواست که واسش سالاد درست کنم ..خوب منم یه دستور جدید رو امتحان کردم ... تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف  کاهو پخش  کنین   و بزارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین ..

خوب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیدا کردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پلا  کردم   و فقط مجبور شدم یه ساعت بلای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره

ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا  حالم خوبه؟؟

 نمیدونم چرا ؟..عجیبه!!! ..حتما خیلی تو کارش استرس داشته ..باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم


جمعه
امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم ..نوشته بود همه مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک ..خوب منم ریختم تو کاسه و  رفتم خونه ی مامانم ..ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود .چون وقتی برگشتم خونه.. مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه  ..مونده بودن

شنبه

ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه مراسم  روز یکشنبه اونو آماده کنم ..ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه میشه یه مرغ رو واسه یکشنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد ..قبلا به این نکته تو مزرعه مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش های خوشگلش ..وای من فکر میکنم مرغه خیلی خوشگل شده بود  

وقتی ریچارد مرغه رو دید ..اول شروع کرد تا شماره 10 به شمردن و ولی بازم خیلی پریشون بود ..

حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسش برقصه.

وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد میزد

..آخه چــــرا من ؟؟چــــــرا من؟

هـــــووووم ..جتما به خاطر  استرس کارشه ..مطمئنم

 

چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 | 15:50 | یاسین طاهریان | |

 

 

روزی که ز عشق تو شدم بی خبر از خویش

دیدم که خبر ها همه از بی خبری بود

بی تابش مهر رخت ای ماه دل افروز

یاقوت صفت قسمت ما خون جگری بود

دردا که پرستاری بیمار غم عشق

شب ها، همه بر عهده ی آه سحری بود

 


گـریـه آمد، خنده آمد ، گریه بـا من پر گرفت

گـریـه در افـتـادنـم دسـت مـرا بـهـتـر گرفـت

خـنـده آمد بـا من امـا طـاقـت مـانـدن نـداشت

گریه با من ماند و چشمان مرا از سر گرفـت

وقـتـی از یـیـلاق بـرگشتـم بـه استـقـبـال مـن

دست بـندی هدیه آورد از من انگشتـر گرفـت

در شــبـان خـستـه ی دلگـیـر تـنـهـایـی فـقـط

گریـه با من یار شد از دست من ساغر گرفت

داشـتـم درغـربـت تـاریـک خـود یـخ می زدم

نـیمه شب یک شاخه آتش داد خاکستر گرفـت

پـشـت پـیـچـاپـیـچ تـصـویـر تـو نـیـلوفـر شدم

گـریــه آمـد آتـشـی در بـاغ نـیـلـوفـر گـرفـت

گـریـه شـایـد چـشم هایـت بـود از آغاز، نـه...

چشم هایـت را دلـم یـک دست بالاتـر گرفـت


پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند
آری! اگر بسیار اگر كم فرق دارند

شادم تصور می‌كنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعكس می‌گردم طواف خانه‌ات را
دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین كافر، جهان با شك مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم كشتة عشقت نظر كن
پروانه‌های مرده با هم فرق دارند


دل‌ِ این‌ عاشق‌ِ خسته‌ باز کبابه‌ گُل‌ِ من‌
تو رُ داشتن‌ واسه‌ اون‌ مثل‌ِ سرابه‌ گُل‌ِ من‌
دل‌ِ دیوونه‌ی‌ من‌ مثل‌ِ درخته‌ تو کویر
عشق‌ِ تو ابرِ پُر از بارون‌ُ آبه‌ گل‌ِ من‌
شعرای‌ من‌ همه‌ از دوری‌ُ غم‌ قصه‌ می‌گن‌
حرف‌ِ تو حرفای‌ خوب‌ِ تو کتابه‌ گُل‌ِ من‌
وقتی‌ از عاشقی‌ُ چشمای‌ تو حرف‌ می‌زنم‌
همه‌ی‌ حرفای‌ من‌ یه‌ شعرِ نابه‌ گُل‌ِ من‌

می‌خوام‌ امشب‌ توی‌ جشن‌ِ گریه‌ مهمونت‌ کنم‌
غزلام‌ُ خط‌ به‌ خط‌ قربون‌ِ چشمونت‌ کنم‌
مثل‌ِ عکس‌ِ خودِ من‌ داد می‌زنی‌ تو آینه‌هام‌
نمی‌تونم‌ دیگه‌ از هیچ‌کسی‌ پنهونت‌ کنم‌

بی‌ تو این‌ ترانه‌ها اسیرِ هق‌ هق‌ِ منن‌
مثل‌ِ عکس‌ آسمون‌ که‌ توی‌ قابه‌ گُل‌ِ من‌
دل‌ِ من‌ کفترِ خسته‌س‌ روی‌ برج‌ِ انتظار
عشق‌ِ تو اون‌ورِ ابرا یه‌ عقابه‌ گل‌ِ من‌
بی‌تو این‌ دنیای‌ بد ارزش‌ِ موندن‌ نداره
بی‌ تو عمرِ من‌ مث‌ِ عمرِ حبابه‌ گل‌ِ من‌
دیگه‌ باید برم‌ُ چشمات‌ُ تو خواب‌ ببینم‌
شب‌ که‌ از نیمه‌ گذشت‌ ، موقع‌ خوابه‌ گل‌ِ من‌

می‌خوام‌ امشب‌ توی‌ جشن‌ِ گریه‌ مهمونت‌ کنم‌
غزلام‌ُ خط‌ به‌ خط‌ قربون‌ِ چشمونت‌ کنم‌
مثل‌ِ عکس‌ِ خودِ من‌ داد می‌زنی‌ تو آینه‌هام‌
نمی‌تونم‌ دیگه‌ از هیچ‌کسی‌ پنهونت‌ کنم‌

چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 | 15:47 | یاسین طاهریان | |

اس ام اس های عاشقانه بخش 344

بس که دیوار دلم کوتاه است هر که از کوچه ی تنهایی من میگذرد به هوای هوسی هم که شده سرکی میکشد و میگذرد

فرستنده: رضا دریا دل

www.CenterSms.Com

 

همیشه تلخ ترین خاطرات رو کسی رقم میزنه که یه روز بهترین روز ها رو باهاش داشتی.

فرستنده: ۷۵۸۶***۰۹۱۹

www.CenterSms.Com

 

برای تا ابد ماندن باید رفت ! گاهی از قلب كسی گاهی به قلب كسی

فرستنده: نازنين از سميرم

www.CenterSms.Com

 

ما چه دير ميفهميم كه زندگی همان روز هایی بود كه زود سپري شدنش را ارزو مي كرديم !

فرستنده: ۷۱۰۰***۰۹۳۸

www.CenterSms.Com

 

لحظه هاي دوريش را با ساعت شني شمردم يك صحرا گذشته است !!

فرستنده: سميه از كامياران

www.CenterSms.Com

 

 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...

 

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ 19:9 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 343

الفت شب های خوش را روزگار از ما گرفت ای خوشا  روزی که با هم روزگاری داشتیم.

فرستنده: ۷۴۳۴***۰۹۱۴

www.CenterSms.Com

 

گاهی یادی/نگاهی/آهی/پیامی/کوفتی/زهر ماری/ تکه لنگه کفشی بفرست دلمون گرفت.

فرستنده: ۵۱۷۱***۰۹۱۴

www.CenterSms.Com

 

بهترین لحظه ها وقتی است که بهترین ها به یادت باشند . بهترین نیستم ولی به یادتم.

فرستنده: ۱۰۲۰***۰۹۳۷

www.CenterSms.Com

 

نقاش نیستم...!! ولی تمام لحظه های بی تو بودن را درد میکشم.

*لبته من که از این مطلب دوستمون چیزی نفهمیدم؟؟(مدیر)*

فرستنده: ۶۸۲۸***۰۹۳۸

www.CenterSms.Com

 

دل بستم با پاییز شاید دوباره از سر مهر بیایی!

فرستنده: ۳۹۳۲***۰۹۳۸

www.CenterSms.Com

 

بهانه های دنیای تو از یادم نخواهد رفت تو را در قلبم دارم نه۹ در دنیا ...

فرستنده: ۷۶۲۱***۰۹۱۵

www.CenterSms.Com

 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...

 

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ 18:57 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش342

روی خاکیم یادمون نمی کنند وای به روزی که زیر خاکمان کنند

فرستنده: سامان راد

www.CenterSms.Com

 

از گلشن گل ها به گلستان چه نویسم من نیز غریبم به غریبان چه نویسم ترسم که قلم شعله کند صفحه بسوزد با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم

فرستنده: فرزین حسینی

www.CenterSms.Com

 

بی خیال که نا رفیق روزگار دل سنگ تو نداره سایه سار بیخیال زیر این گنبد کبود از شروع قسمون هیچی نبود.

فرستنده: ۱۸۹۴***۰۹۳۸

www.CenterSms.Com

 

خدا یا تو را بخشنده دیدم و گنه کار شدم تو را گرم دیدمو در سرد ترین لحظات به سراغت امدم.تو مرا چگونه دیدی که این همه وفا دار ماندی ؟؟

فرستنده: ۸۵۳۰***۰۹۳۵

www.CenterSms.Com

 

یادته زیر گنبد کبود ۲ تا رفیق بودن و کلی حسود؟ تقصیر همون حسودا بود که حالا یکی بود یکی نبود.

فرستنده: ۹۷۰۰***۰۹۳۹

www.CenterSms.Com

 

پاییز است اندوه را به برگ بسپار تا با خزان برگ اندوه نیز از دلت زدوده شود.

فرستنده: ۵۹۶۴***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com

 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...


ادامه مطلب

[ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ 18:37 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 341

دلم شکسته تر از  شیشه های شهر شماست شکسته باد انکه دلش این چنین می خواست !!!

فرستنده: 8306***0936

www.CenterSms.Com

 

زندگی قافیه باران است من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بیرنگ شدند تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی

فرستنده: 7929***0939

www.CenterSms.Com

 

همه شب تا به سحر یاد تو در دل دارم/چه کنم دست خودم نیست که دوستت دارم

فرستنده: امید از همدان

www.CenterSms.Com

 

شال و کلاه میبافم با خیالت....تا در سرمای نبودنت یخ نبندم.

فرستنده: 1950***0938

www.CenterSms.Com

 

 

دوست داشتن مثل بازی کردن با الاکلنگه. اونی که عاشق تره همیشه خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره.

فرستنده: 7480***0939

www.CenterSms.Com

 

خوشحالی دلم را شکستی؟؟؟ ولی بدان ای نازنین انچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی ...

فرستنده: 6848***0937

www.CenterSms.Com

 

درد من از حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهی نیست که فکر دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است ...

فرستنده: 9009***0939

www.CenterSms.Com

 

 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 مهر1390 ] [ 22:23 ] [ امیر ]

2 نظر

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 340

در این دنیای بی وفا که مردانگی حرام است برو نامرد باش که نا مردی مرام است.

فرستنده: عیسی محمدی از روانسر

www.CenterSms.Com 

 

یادمان باشد هرگز نگوییم ای خدا مشکل بزرگی داریم بلکه بگوییم ای مشکل ما خدای بزرگی داریم

فرستنده: ۶۰۱۴***۰۹۱۸

www.CenterSms.Com 

 

زندگی بدون عشق مثل شلوار بدون کشه.. عشق من کجایی ابروم رفت.

فرستنده: ۱۹۳۸***۰۹۳۷

www.CenterSms.Com 

 

میگن شیشه عمر ادم ها اگه خیس بشه از عمرشون کم میشه میدونستی چشمات شیشه عمر منه؟؟

فرستنده: بدراقی از گنبد کاووس

www.CenterSms.Com 

 

فقط کسی معنی دل تنگی رو درک میکنه که طعم وابستگی رو کشیده باشه.پس هیچ وقت به کسی وابسته نشو که سر انجام اون وابستگی دلبستگیه.

فرستنده: ۸۹۹۸***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید... 

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 مهر1390 ] [ 18:43 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 339

از با تو بودن دل برایم عادتی ساخت که هرگز بی تو بودن را باور ندارم.

فرستنده: ۴۰۷۹***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com 

 

بیا تا با هم ماندن را به زنجیر وفا بسپاریم و کلبه عشق را در بهار در جنگل بسازیم و تنها من و تو قناری عشق ان باشی زیرا تو تنها رویای سبز خزان دیده ام هستی پس ای تنها ستاره خوشبختی در اسمان زندگی ام از صمیم قلب و با تمتم وجودم میگویم  دوستت دارم

فرستنده: کاضم مرمزی از خوزستان

www.CenterSms.Com 

 

اگر مهربانی یکی از درس هایمان بود بی شک تو شاگرد اول دنیا بودی .

فرستنده: ۹۷۴۵***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com 

 

نه یادم میکنی نه میری از یاد/عجب بردی تو ما را زود از یاد/ببوسم رویت ای شاعر که گفتی فراموشیست رسم ادمی زاد.

فرستنده: ۲۳۴۸***۰۹۱۷

www.CenterSms.Com 

 

اعتماد را به کسی که نمیداند چگونه ان را به ما پس بدهد تقدیم مکن.

فرستنده: امیر رضا احمدی از بوشهر

www.CenterSms.Com 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید... 


 

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 مهر1390 ] [ 18:27 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 338

 

باد باشی خاکتم درخت باشی برگتم چشمه باشی ابتم هر کجا باشی به یادتم

فرستنده: ۰۲۸۲***۰۹۱۳

www.CenterSms.Com 

 

کبوترم لانه من بام توست. کجا روم ؟ مرغ دلم رام توست. پادشه کشور عشقم ولی نگین انگشتریم نام توست.

فرستنده: ۴۱۸۰***۰۹۳۹

www.CenterSms.Com 

 

لحظه هایی هست که دلم واست تنگ میشه اسم این لحظه ها رو گزاشتم همیشه

فرستنده: پیام ۸۳۳۱***۰۹۳۹

www.CenterSms.Com 

قد گل..قد خدا...قد تموم عاشقا...قد شب...قد دعا... قد دلای با صفا... قد تموم لخظه ها دوستت دارم بی ادعا

فرستنده: صفر عباسی ندامانی  ۷۶۸۹***۰۹۳۵

www.CenterSms.Com 

 

شکسپیر میگوید: هر از چند گاهی برای ان که دوستش میداری نشانه ای بفرست تا به یادش اوری که هنوز قلبی برایش میتپد... و این ان نشانه است!

فرستنده: امید از تهران ۰۲۷۶***۰۹۱۲

www.CenterSms.Com 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید... 

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 مهر1390 ] [ 18:10 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 337

بخدا عشق به رسوا شدنش می ارزد به،لیلی و مجنون شدنش می ارزد،گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم،کوشش رود به دریا شدنش میارزد،دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد،نگهش دار که به موسی شدنش می ارزد.

فرستنده: ۵۳۲۰***۰۹۱۹

www.CenterSms.Com 

 

خاطرمان باشد که به یاد هم باشیم شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم ان غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود!!به عشق...!

فرستنده : سپیده از نظرآباد  ۳۶۷۴***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com 

 

بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد،من تو را در قلبم دارم نه در دنیا !

فرستنده: ۶۴۶۰***۰۹۳۵

www.CenterSms.Com 

 

می خواستم زیباترین کلمات را به یاری بگیرم تا صمیمانه ترین شادی ها را تقدیم تو کنم ذهنم یاری نکر پنداشتم که ساده نوشتن همچو ساده زیستن بهتر است پس ساده و بی تکلف میگویم دوستت دارم!

فرستنده: پریا پارسایی از تهران  ۵۳۲۰***۰۹۱۹

www.CenterSms.Com 

 

میبخشم کسانی را که هر چه خواستند با من،با دلم،با احساسم،کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم... خدایا به من بیاموز در این فرصت حیاتم،اهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند.

فرستنده: ۴۳۳۵***۰۹۳۵

www.CenterSms.Com 

 

 

[ پنجشنبه 31 شهریور1390 ] [ 9:4 ] [ امیر ]

9 نظر

 

اس ام اس های خنده دار بخش 23

درد دل یک دختر دم بخت:
اول دبستان خواندیم آن مرد آمد.
سالها از آن روز می گذرد، هنوز اون مرتیکه نیومده!

www.CenterSms.Com 


گر به تو افتدم نظر،
چهره به چهره، رو به رو
...
...
پا به فرار می نهم
کوچه به کوچه، کو به کو!

www.CenterSms.Com 



جمله قصار احتمالا از همسر حیف نون:
تنها چیزی که شهد ازدواج رو به کامم تلخ کرده شوهرمه!

www.CenterSms.Com 

 


شنیده بودم زیبارویان بى وفاویند...
آخه زشت! تو دیگه چرا؟!

www.CenterSms.Com 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید... 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 30 شهریور1390 ] [ 9:23 ] [ امیر ]

1 نظر

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 336

تو باران باش و ببار،غم دل کندن از اسمان،به سرسبزی زمین می ارزد

فرستنده: ۶۱۸۱***۰۹۳۵

www.CenterSms.Com 

 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها میکنه پرهایش سفید میمونه، ولی قلبش سیاه میشه...دوست داشتن کسی مه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است !

فرستنده: ۶۹۰۰***۰۹۱۲

www.CenterSms.Com 

 

کاش میشد غربت دل را شکست/شیشه عمر شقایق را شکست/کاش میشد در سکوت مرگبار زندگی/این طلسم بی وفایی را شکست

فرستنده : مدیر

www.CenterSms.Com 

 

من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم/به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم/عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست/اشتیاقی است که هر لحظه و هر ساعت دارم. دوستت دارم !

فرستنده : ۶۹۰۰***۰۹۱۲

www.CenterSms.Com 

 

غم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم،دوست اگر یادم کنئ سلطان دنیا میشوم

فرستنده : سمیرا بابایی  ۶۲۶۵***۰۹۳۹

www.CenterSms.Com 

 

کاش از اول دنیا ۲چیز نبود! ۱هوس ۲ عشقبازی ! چرا که ۸۰٪ بدبختی ها برای بانوان از همید ۲تا ریشه میگیرد کاش احساس دو طرف عشق به یکدیگر با هم برابر بود که لازم نباشد یکی زجر بکشد... و..

فرستنده: ۷۰۸۵***۰۹۱۷

www.CenterSms.Com 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید... 

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 18:4 ] [ امیر ]

نظر بدهید

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 335

عاشقانه ترین اس ام اس جنوبی: تک درخت نخلستان دلمی!

www.CenterSms.Com 

 

درون دل که ژیدا نیست/ پر از زندان و زندانیست/ تو را محکوم دل کردم/ نمیدانم دلیلش چیست/ سبب شاید همین باشد/ بدون تو نباید زیست

www.CenterSms.Com 

 

تو تک ستاره ی منی، منم اسیر بودنت/ از ته دل داد میزنم میمیرم از نبودنت

www.CenterSms.Com 

 

حالم را پرسیدند گفتم : رو به راهم ! نمیدادند رو به راهی هستم، که تو رفته ای !

www.CenterSms.Com 

 

خسته شدم از بس به ادم هایی که میخوان جای تو رو تو قلبم بگیرن، گفتم: ببخشید اینجا جای دوستمه، الان بر میگرده !

www.CenterSms.Com 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...


ادامه مطلب

[ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 17:44 ] [ امیر ]

1 نظر

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 334

تو سراپا ادعایی عزیزم

انکار نکن!

www.CenterSms.Com

 

عشقت را چشیدم طعم کشک میدهد !

www.CenterSms.Com

 

برایت دنیایی به زیبایی هر آنچه زیبایش می دانی آرزو می کنم . . .

www.CenterSms.Com


نه نیمه ی خالی لیوان را نگاه کن و نه به نیمه ی پُرش قانع باش

پس شیر آبی پیدا کن و لیوانت را لبریز از آب زلال عشق کن . . .

www.CenterSms.Com


عمریست که با سادگی ام خو دارم / درویش صفت نغمه ی یا هو دارم

ای عشق بیا مشتری جانم باش / در سینه دلی به شرط چاقو دارم !

www.CenterSms.Com

 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...


ادامه مطلب

[ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 10:18 ] [ امیر ]

2 نظر

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 333

کوتاه ترین کلمه دنیا I

شیرین ترین کلمه دنیا LOVE

عزیزترین شخص دنیا YOU !

فرستنده :  ۱۹۷۲***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com

 

قشنگ ترين لحظات را کسي به تو ميده که بتونه غمگين ترين لحظات را از تو بگيره

فرستنده : ۷۷۰۲***۰۹۳۶

www.CenterSms.Com

 

درد حرف نيست نام ديگر من است ، من چگونه نام خويش را صدا کنم !

فرستنده :  ۶۷۱۵***۰۹۱۸

www.CenterSms.Com

 

امروز با غرورت باز م مرا شکستي با ناز وقهر و کينه مهرم زدل گسستي

داني که بي تو هيچم اي ماه بي مروت باشد که بار ديگر قلب مرا شکستي

فرستنده : ۶۳۹۵***۰۹۱۷

www.CenterSms.Com

 

گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشي مغرورانه ات
شکستي تو مرا

فرستنده :  ۳۷۶۵***۰۹۳۸

www.CenterSms.Com

 

 

چندین اس ام اس زیبای دیگر را در "ادامه مطلب" بخوانید...


ادامه مطلب

[ دوشنبه 28 شهریور1390 ] [ 21:12 ] [ امیر ]

1 نظر

 

اس ام اس های عاشقانه بخش 332

قلک سفالین خاطراتم را بشکن سکه سکه یاد توست که میریزد به دامانم.

فرستنده:۵۸۲۷***۰۹۱۸

www.CenterSms.Com

 

منتظر کسی باش که حتی در کهنه ترین لباس هم باشی به همه ی دنیا بگوید که این دنیای من استتتتتتت

فرستنده:۵۹۶۸***۰۹۳۹

www.CenterSms.Com

 

ارزش یک احساس به شدت آن نیست،به مدت آن است
و من تو را به مدت بودنم دوست دارم.

فرستنده:۹۶۰۸***۰۹۳۵

www.CenterSms.Com

 

شرمگین می خواندمش بر خویش  /  از چه رو بیهوده گریانی ؟
در میان گریه می نالید ...  /  دوستش دارم نمی دانی !

فرستنده: ساناز از اهواز

 

پنجشنبه پنجم آبان 1390 | 16:7 | یاسین طاهریان | |

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد

بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
(کورش کبیر)


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معبودا !
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی معبودا !
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم ک

اس ام اس . اس ام اس جدید , اس ام اس . اس ام اس ,اس ام اس م اس ,

دلم بهانه میکند طلوع دیدن تورا ، تا به کجا دلم کشد حسرت دیدار تورا.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم

بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خسته ام فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن

گوشم از آواز غمگین سکوت شب پراست / لطفا آن لحن صدایت را برایم پست کن

 

اسمان دلم براى تو آنقدر تنگ ميشود كه آغوشم برايش كهكشان است

فرستنده : 09119xxx692

 

7251

وقتی کاسه ای زیرنیم کاسه هست؛ یعنی من به او فکر می کنم ؛ او به دیگری.

فرستنده : 09369xxx796 - نسترن

 

7248

شب که میشود نبودن هایت را زیر بالش میگذارم و شجاعت خود را زیر سوال...
دوام میاورم تا فردا؟؟؟

فرستنده : 09185xxx251 - paria

 

7238

حالم را پرسيدند گفتم رو به راهم نمي دانند رو به راهي هستم كه تو رفته اي

فرستنده : محبوبه

 

7230

خانه به دوش فنا در شب طوفانیم ، داغ کدامین گناه خورده به پیشانیم ؟ همسفر بادها رفته ام از یادها، فاصله ای نیست تا لحظه ویرانییم!

فرستنده : رها

 

7223

من همیشه بهترینا واسم بوده و هست ... اگه مال من نشدی حتما بهترین نبودی

فرستنده : kasra

 

7222

هرگاه صدای جدیدی سلام می کند تپش قلب می گیرم! من دیگر کشش خدا حافظی ندارم مرا ببخش که جواب سلامت را نمی دهم!!...

فرستنده : kasra

 

7220

روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به دنیا پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید: من دیگر بازی نمیکنم.

فرستنده : kasra

 

7204

جفا مکن که جفا رسم دل ربایی نیست جدا مشو که مرا طاقت جدایی نیست

فرستنده : ز

 

7194

برای شکستن من یه اخم تو کافیه ، نیازی به فریادت نیست . واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه نیازی به قهر نیست . برای مردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست .

فرستنده : angry maryam

 

7179

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض ، یک طرف خاطره ها ، یک طرف فاصله ها ، در همه آوازها ، حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنیم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...!

فرستنده : 09380xxx852

 

7177

شگفتا !
ردپاى دزد دهكده ى ما بروى برف،
چقدر شبيه چكمه هاى كدخداست !

فرستنده : 09157xxx378 - هادی

 

7176

اگر اى دوست تحمل بنمايى ، همچون خارى كه شود همدم گل ، با تو تا مرز شكفتن ، با تو تا سبز شدن ، آن طرفتر حتى...
با تو تا زرد شدن میمانم!!!...

فرستنده : 09369xxx565

 

7171

سراغ كلبه ما را كسى جز غم نميگيرد ، خوشا روزى كه غم هم گم كند ويرانه ما را

فرستنده : 09119xxx692

 

7156

گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم!
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.

فرستنده : 09119xxx692



ن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند ..
پنجشنبه پنجم آبان 1390 | 15:58 | یاسین طاهریان | |

www . night Skin . ir